خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۵۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید بخاطر اعتراف آراد و درگیری هایی که‌ باهاش داشتم به کل قضیه اتاق مخفی و این چیزا رو از یاد برده بودم الان بهترین موقعیت برای رفتن به اونجا بود نامحسوس نگاهی به اطراف انداختم هیچ کسی نبود با عجله از پله ها بالا رفتم و بدون اینکه …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۱۲۵

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید یعنی باور کنم حال و روز من براش مهمه و وقتی دیده اونطوری حالم بده بیخیالم شده ؟! آی دختره دیوونه اینا چین که بهشون فکر میکنی ؟! آخه تو برای نیما مهم باشی ؟؟ هه دیوونه شدی رفت شاید بخاطر اینکه دیده برخلاف حرفش حمام نرفتم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۴۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید نگاهم بی اختیار روی تنش لغزید و توی‌ دلم شروع کردم به قربون صدقه رفتنش ولی اون بدون اینکه کوچکترین نگاهی سمتم بندازه به سمت کمدلباسی رفت و جلوی چشمای متعجبم لباسی بیرون کشید و بدون کوچکترین خجالتی حوله ای که تنها پوشش بود رو از تنش بیرون …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۱۲۴

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _آره حمام….چون نمیخوام بوی گندت شب بکشتم !! بوی گند من ؟؟! قبول داشتم تموم بدنم رو عرق برداشته و این چند وقتی که اینجا بودم حتی یه آیینه کوچیک هم دم دستم نبود تا نگاهی به خودم بندازم و ببینم توی چه وضعی هستم !! و …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۴۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید نمیدونم چقدر خوابیده بودم که یکدفعه حس کردم ملافه گرمی روم کشیده شد و با پیچیدن عطر تلخ آراد توی بینی ام فهمیدم که نزدیکم ایستاده پس بالاخره به خونه برگشته بود !! دوست نداشتم چشمام رو باز کنم چون میترسیدم با دیدن باز بودن چشمام بره و …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۱۲۳

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید وقتی دید دارم حرصی و با حالت خاصی نگاهش میکنم خندید و گفت : _چیه مگه دروغ میگم ؟؟! با خشم به بیرون اشاره کردم و بلند گفتم : _بیرون !! دستاش رو به نشونه تسلیم بالا سرش برد و درحالیکه بیرون میرفت شنیدم زیرلب با تمسخر …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۱۰۱

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید به سرگرد نگاه میکنم‌ دستشو به معنای سکوت بالا میاره. و به جای من خودش حرف میزنه. – از کجا معلوم جونش تضمینه. اصلا چه مهمونیی؟ هوشنگ عصبی فریاد میزنه. – سرگرد خودتو وازد این ماجرا نکن. به نفعته عصبانی نشم. وگرنه جون این از بین میره. به …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۴۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _خانوم اونجایید ؟؟! با شنیدن صدای خدمتکار با صورتی که آب ازش چکه میکرد در رو‌ باز کردم و با تعجب گفتم : _بله ؟؟! اینجا چی میخوای ؟؟ فهمید منظورم با اینه که چرا بی اجازه وارد اتاق شدی چون با خجالت سرش رو پایین انداخت و …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۱۲۲

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید به اجبار موهام که ژولیده توی هم گره خورده بودن رو کناری زدم و مشغول کار شدم ، شستن ظرفای کثیف و جمع کردن آشپزخونه ی بهم ریخته خیلی طول کشید طوری که دیگه از بس سر پا مونده بودم کمری برام نمونده بود ، آخرین ظرف …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۱۰۰

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید عصبی چونمو میگیره و بدون توجه به لب خونیم فریاد میزنه. – یه کاری میکنم که هیچ وقت دیگه عاشق کسی نشی. یا حوری جلوت تیکه تیکش میکنم که داغش به دلت بمونه. دست خودم نیست که ترسم توی چشمام جا خشک میکنه… ینی واقعا میخواد چی کار …

توضیحات بیشتر »