خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان هتل شیراز

رمان هتل شیراز پارت ۴۳

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید طولی نکشید که خودشو بهم رسوند. انگشتاش رو دور بازوی برهنه ام انداخت و منو به طرف خودش کشوند با یه حرکت کُتش رو از تنش بیرون آورد و روی شونه هام انداخت. _ بپوش راه بیفت بریم داخل. لحنش بی حس بود. درست مثل اوایل …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۴۲

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید ° پویان ° فنجون قهوه رو به لبم نزدیک کردم . مامان نگاهی به اطراف اتاقم انداخت _ نازبانو میگفت اجازه نمیدی بیان اتاقت رو تمیز کنن . کمی از قهوه رو نوشیدم و فنجون رو روی میز گذاشتم _ مگه توی اتاقم چیز کثیف و …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۴۱

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید قلبم داشت قفسه سینه ام رو سوراخ میکرد تا ازش بیرون بزنه. یعنی پویان متوجه نمیشه که دیوانه وار عاشقشم؟ نمیدونستم چرا وسط حرفام این جمله رو به زبون آورد ولی هرچی که بود این بوسه مثل آب سردی بود که روی آتیش درونم پاشیده شد. …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۴۰

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید بیخیال لبخندی زدم و بشقابی رو برداشتم. مشغول کشیدن غذا شدم و در همون حال جواب دادم _ از شوق دیدنت پرواز کردم تا خودمو بهت برسونم! نگاه عاقل اندر سفیهی بهم انداخت انگار داشت مسخره ام میکرد ولی من فقط حرف دلم رو به زبون …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۳۹

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید ° پویان ° _ پس نمیخوای تو رو با خواهرت اشتباه بگیره! فرزانه سرشو به معنای تایید تکون داد _ درسته … اما واقعا ذهنم کار نمیکنه و نمیدونم چطور باید پیش برم و باهاش رو به رو بشم. با اطمینان کامل حرفمو به زبون آوردم …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۳۸

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید بدون اینکه برق اتاق رو روشن کنم، مشغول باز کردن ساعتم شدم. از دور مچم بازش کردم و گذاشتمش روی میز . فکرم پیش الین بود که کجا رفته و میخواد چیکار کنه. این مدت درگیری های ذهنیم زیاد شده بود و مغزم نیاز به استراحت …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۳۷

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید ° پویان ° _ خودمم باهات میام تا راحت بتونی با احسان رو به رو بشی. فرزانه ناباور دستشو روی دهنش فشرد و با لکنت گفت _ نه! از من میخوای با اون مرد رو به رو بشم؟ من نمیتونم چنین کاری کنم. مشکوک نگاهش کردم …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۳۶

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید نفس عمیقی کشیدم و روی تخت دراز کشیدم _ اتفاق های زیادی افتاده که تو ازش بی خبری چشمم افتاد به غذایی که روی میز بود اصلا میلی به خوردنش نداشتم کنجکاو پرسید _ مثلا چی؟ میخوای یه قرار بذاریم مفصل در موردش حرف بزنی؟ آهی …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۳۵

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید نگاهی به صورت پریشونش انداختم _ شاید توی هدفت موفق بودی ولی این وسط به خودتم ضرر زدی… زمانی که الین بفهمه دلیل تمام مشکلاتش تو بودی بیشتر از همیشه ازت متنفر میشه و چه بسا اصلا حرفاتو قبول نکنه! لب زیریش رو به دندون گرفت …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۳۴

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید حتی پوزخند صدا دارش هم از حسم کم نکرد. _ بهتره وسایلت رو جمع کنی.. منم دادم اتاق مخصوصی برات آماده کنن اسپلیت هوای اتاقمو به حدی خنک کرده بود که احساس سرما میکردم. دستای یخ زدمو بالا آوردم و به دهنم نزدیک کردم. پس تصمیمش …

توضیحات بیشتر »