خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

آخرین مطالب

رمان هتل شیراز پارت ۴۳

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید طولی نکشید که خودشو بهم رسوند. انگشتاش رو دور بازوی برهنه ام انداخت و منو به طرف خودش کشوند با یه حرکت کُتش رو از تنش بیرون آورد و روی شونه هام انداخت. _ بپوش راه بیفت بریم داخل. لحنش بی حس بود. درست مثل اوایل …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۵۲

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید نفس عمیقی کشیدم و اول در سرویس بهداشتی را باز کردم صورتم را با صابون شستم و بعد دوباره روبه روی آینه ایستادم خواستم عطر خودم را بردارم اما پشیمان شدم عطر امیروالا را برداشتم و لباس خواب انتخابی اش را پوشیدم با شنیدن صدای در برق را …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۵۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید بخاطر اعتراف آراد و درگیری هایی که‌ باهاش داشتم به کل قضیه اتاق مخفی و این چیزا رو از یاد برده بودم الان بهترین موقعیت برای رفتن به اونجا بود نامحسوس نگاهی به اطراف انداختم هیچ کسی نبود با عجله از پله ها بالا رفتم و بدون اینکه …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۱۲۵

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید یعنی باور کنم حال و روز من براش مهمه و وقتی دیده اونطوری حالم بده بیخیالم شده ؟! آی دختره دیوونه اینا چین که بهشون فکر میکنی ؟! آخه تو برای نیما مهم باشی ؟؟ هه دیوونه شدی رفت شاید بخاطر اینکه دیده برخلاف حرفش حمام نرفتم …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۴۲

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید ° پویان ° فنجون قهوه رو به لبم نزدیک کردم . مامان نگاهی به اطراف اتاقم انداخت _ نازبانو میگفت اجازه نمیدی بیان اتاقت رو تمیز کنن . کمی از قهوه رو نوشیدم و فنجون رو روی میز گذاشتم _ مگه توی اتاقم چیز کثیف و …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۴۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید نگاهم بی اختیار روی تنش لغزید و توی‌ دلم شروع کردم به قربون صدقه رفتنش ولی اون بدون اینکه کوچکترین نگاهی سمتم بندازه به سمت کمدلباسی رفت و جلوی چشمای متعجبم لباسی بیرون کشید و بدون کوچکترین خجالتی حوله ای که تنها پوشش بود رو از تنش بیرون …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۱۲۴

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _آره حمام….چون نمیخوام بوی گندت شب بکشتم !! بوی گند من ؟؟! قبول داشتم تموم بدنم رو عرق برداشته و این چند وقتی که اینجا بودم حتی یه آیینه کوچیک هم دم دستم نبود تا نگاهی به خودم بندازم و ببینم توی چه وضعی هستم !! و …

توضیحات بیشتر »

رمان هتل شیراز پارت ۴۱

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید قلبم داشت قفسه سینه ام رو سوراخ میکرد تا ازش بیرون بزنه. یعنی پویان متوجه نمیشه که دیوانه وار عاشقشم؟ نمیدونستم چرا وسط حرفام این جمله رو به زبون آورد ولی هرچی که بود این بوسه مثل آب سردی بود که روی آتیش درونم پاشیده شد. …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۵۱

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید دوساعت بعد که به خانه رسیدیم بغض گلویم را گرفت آخرین روزهایی که در این خانه گذراندم امیروالا در زندان و خودم ناامید و تنها بودم اما هیچ زمان به چنین روزهایی فکر هم نمی کردم در خانه را باز کرد و برخلاف همیشه اول خودش داخل شد …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۴۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید نمیدونم چقدر خوابیده بودم که یکدفعه حس کردم ملافه گرمی روم کشیده شد و با پیچیدن عطر تلخ آراد توی بینی ام فهمیدم که نزدیکم ایستاده پس بالاخره به خونه برگشته بود !! دوست نداشتم چشمام رو باز کنم چون میترسیدم با دیدن باز بودن چشمام بره و …

توضیحات بیشتر »