خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۷۲

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید   ” جورج “ همونطوری که در حال تعویض لباسام بودم نمیتونستم برای لحظه ای هم نگاه از صورت معصوم و ناراحت آیناز که حتی توی خوابم اخم داشت بگیرم بالاخره بعد از اون همه مسخره بازی که درآورد خوابش برد و بیهوش شد ، میدونستم توی …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۷۱

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید قدمی به سمتی برداشتم و با بغض از گندی که زدم آروم نالیدم : _نه نه اینطوری که فکر میکنی نی….. دستش رو به نشونه سکوت جلوی لبهاش گرفت و گفت : _هیس…..بعدا حرف میزنیم اوکی ؟؟ به اجبار سری به نشونه تایید تکون دادم و با …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۷۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید به اجبار سرجام نشستم و از پشت دندونای چفت شده ام غریدم : _چی از جونم میخوای هااااا ؟! عین گرگی که داره به طعمه اش نگاه میکنه به صندلی تکیه داد و جدی گفت : _به زودی میفهمی !! لعنتی زیرلب زمزمه کردم و سکوت کردم …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _ولی داداش….اون دختره گناه داره نابودش کردی میفهمی ؟؟ نه این ول کن نیست ، دست از نصیحت ها و اصرارش برنمیداره با تمسخر لب زدم : _هه …. داداش ؟؟ با دست های مشت شده روی صورتش خم شدم و عصبی گفتم : _بار آخرت بود …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید آنچنان یکدفعه ای به طرف خودش کشیده بودم که وحشت زدن جیغ بلندی کشیدم که عصبی کنار گوشم غرید : _میبینم که برام دُم درآوردی ؟؟ _ولم کن روانی با ترس تقلا کردم تا ازش جدا بشم ولی ول کن نبود ، جورج جلو اومد و کلافه …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید موقع غذا خوردن چند بار دیگه هم زنگ زد ولی برای اینکه مزاحمم نباشه گوشی رو سایلنت کردم و ته کیفم پرتش کردم وقتی که اونا به فکر من نبودن من چرا باشم ؟؟ جورج باهام خیلی خوب و مهربون بود طوری که تموم مدت سعی میکرد …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۶

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید خندید و گفت : _گفتم که دلم برات تنگ شده؟؟ نکنه دلتنگیم اینقدر برات عجیبه ؟! از تعجب صراحت حرفش به قدری شوک زده شده بودم که بی حرف فقط گوشی رو توی دستم گرفته بودم و به حرفاش گوش میدادم وقتی دید هیچی نمیگم و سکوت …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۵

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _خوبه دیگه کارت تمومه تا خبرت کنم _چشم قربان تماس رو قطع کردم و گوشی روی صندلی کنارم پرت کردم و با لبخندی گوشه لبم به سمت شرکت روندم کیفم یه جورایی کوک بود و برعکس روزای قبل که کاری جز دعوا و غر زدن سر منشی …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۴

توجه: زمان پارت گذاری رمان های آنلاین هر هفته روز جمعه میباشد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید با حس مالیدن شکمم دردم یه کمی کمتر شد ، به خودم اومدم و پلکای سینگین شده ام رو باز کردم که با دیدن نیما کنار خودم عصبی اخمامو توی هم کشیدم _دست کثیفت رو …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۳

توجه: زمان پارت گذاری رمان های آنلاین هر هفته روز جمعه میباشد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید نمیدونم چقدر خوابیده بودم که یکدفعه با حس ضعفی که توی بدنم پیچید گیج پلکی زدم و بیدار شدم ، اینجا کجا بود ؟؟ اصلا من اینجا چیکار میکردم دستپاچه خواستم بلند شم که یکدفعه …

توضیحات بیشتر »