خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید موقع غذا خوردن چند بار دیگه هم زنگ زد ولی برای اینکه مزاحمم نباشه گوشی رو سایلنت کردم و ته کیفم پرتش کردم وقتی که اونا به فکر من نبودن من چرا باشم ؟؟ جورج باهام خیلی خوب و مهربون بود طوری که تموم مدت سعی میکرد …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۶

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید خندید و گفت : _گفتم که دلم برات تنگ شده؟؟ نکنه دلتنگیم اینقدر برات عجیبه ؟! از تعجب صراحت حرفش به قدری شوک زده شده بودم که بی حرف فقط گوشی رو توی دستم گرفته بودم و به حرفاش گوش میدادم وقتی دید هیچی نمیگم و سکوت …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۵

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _خوبه دیگه کارت تمومه تا خبرت کنم _چشم قربان تماس رو قطع کردم و گوشی روی صندلی کنارم پرت کردم و با لبخندی گوشه لبم به سمت شرکت روندم کیفم یه جورایی کوک بود و برعکس روزای قبل که کاری جز دعوا و غر زدن سر منشی …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۴

توجه: زمان پارت گذاری رمان های آنلاین هر هفته روز جمعه میباشد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید با حس مالیدن شکمم دردم یه کمی کمتر شد ، به خودم اومدم و پلکای سینگین شده ام رو باز کردم که با دیدن نیما کنار خودم عصبی اخمامو توی هم کشیدم _دست کثیفت رو …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۳

توجه: زمان پارت گذاری رمان های آنلاین هر هفته روز جمعه میباشد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید نمیدونم چقدر خوابیده بودم که یکدفعه با حس ضعفی که توی بدنم پیچید گیج پلکی زدم و بیدار شدم ، اینجا کجا بود ؟؟ اصلا من اینجا چیکار میکردم دستپاچه خواستم بلند شم که یکدفعه …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۲

توجه: زمان پارت گذاری رمان های آنلاین هر هفته روز جمعه میباشد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _چیه ؟؟ سعی داری چی رو بهم بفهمونی ؟! با صدای داد و جلزولز کردنش بی اختیار لبخندی زدم و با تمسخر گفتم : _از خواهر جونت چرا نمیپرسی ؟؟ تکون محکمی بهم داد و …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۱

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _نکنه اون دوست پسرت اذیتت کرده آره ؟! منظورش‌ چی بود ؟! کدوم دوست پسر ؟؟ گیج زیرلب زمزمه کردم : _دوست پسرم ؟! پوووف کلافه ای کشید و عصبی گفت : _چند ساله که نیما رو میشناسم همیشه آدم عصبی بوده ولی فکر نمیکردم با دوست …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید ” آیناز “ باز چی از جونم میخواست مردک روانی !!! بی حوصله نگاه ازش گرفتم و با قدمای نامتعادل به طرف در راه افتادم که سد راهم شد و گفت : _بزار کمکت کنم !! سرم رو بالا گرفتم و نگاه سردم رو به چشماش دوختم …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید جیغی کشید و با تقلا سعی کرد از روی خودش کنارم بزنه که عصبی دستاش بالای سرش قفل کردم و بوسه ای روی لبهاش نشوندم _به نفعته که آروم بگیری !! لبهاش که از زور ترس و بغض میلرزیدن رو تکونی داد و به سختی گفت : …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید نمیدونم چند روز توی رختخواب افتاده بودم و به کل زمان و مکان از دستم در رفته بود یه طورایی حس میکردم نایی توی تنم نمونده که بخوام کاری بکنم از ترس نیما گوشیمم خاموش کرده بودم و حتی میترسیدم طرفش برم ، بیخیال شرکت رفتن شده …

توضیحات بیشتر »