خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۳۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید تموم این حرکاتش چند ثانیه هم طول نکشیده بود و همین هم باعث شده بود ناباور خشکم بزنه و بی حرکت بمونم سرش داشت نزدیک و نزدیک تر میشد که یکدفعه با شنیدن صدای عباس نجم که داشت نزدیکمون میشد به خودم اومدم و با وحشت محکم به …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۳۶

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید خشکش زد و درحالیکه سرش رو کج میکرد بهت زده لب زد : _نفهمیدم چی گفتی ؟! دندونامو خشن روی هم سابیدم _گفتم برو بیرون عصبی گفت : _اون وقت چرا ؟؟ چون نمیخوام بلایی سر بابام بیارم ؟! خون داشت خونم رو میخورد از اینکه میدیدم اینطوری …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۳۵

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید ” نازلی “ نمیخواستم درباره آریا حرفی بزنم ولی انگار خودش فهمیده بود پس دیگه جای هیچ انکاری نمیموند بی تفاوت شونه ای بالا انداختم و گفتم : _ آره میدونستم….مگه چی شده حالا ؟؟ صورتش از خشم قرمز شد _چی شده ؟؟ اون حرومزاده اینجاست بعد تو …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۳۴

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید پوووف کلافه ای کشیدم و زیرلب حرصی گفتم : _دروغ نگو خودت خوب میدونی داری چیکار میکنی _منظورت چیه ؟! نزدیکش شدم و آروم طوری که صدا بیرون نره گفتم : _هر دقیقه چشمت به باباس و زیرنظرش داری فکر کردی نفهمیدم ؟؟ نگاه ازم گرفت و درحالیکه …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۳۳

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید ” آراد “ با دیدن اینکه از دستم بی حال و کلافه روی تخت افتاده خندم گرفته بود ولی برای اینکه نبینه بهش پشت کردم و خودم رو با وسایل توی کمد سرگرم نشون دادم میدونستم قصدش از بیرون رفتن چیه و میخواد فال گوش وایسه ولی به …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۳۲

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با وردمون به خونه و دیدن چراغ های خاموش و سکوت مطلقی که همه جا رو فرا گرفته بود دست آراد رو محکم گرفتم و با ترس زیرلب زمزمه کردم : _اینجا چرا شبیه خونه ارواح شده ؟! _نمیدونم شاید برقا رفته گوشیش رو از جیبش بیرون کشید …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۳۱

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید در اتاق قدیمیم رو به زور باز کردم و شاکی خطاب به آراد گفتم : _دَم به دقیقه نگو بریم…میخوای بری؟؟ به سمتش برگشتم و دستمو به سمت در خونه گرفتم و جدی ادامه دادم : _دیرته راه خروج از اون سمته میتونی بری و بی اهمیت به …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۳۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با دیدن طرز نگاهم عصبانیت از نگاهش پر کشید و با لبخندی گوشه لبش آروم روی نوک بینی ام کوبید و گفت : _به چی فکر میکنی کوچولو ؟! به خودم اومدم و دستپاچه سعی کردم نگاهمو ازش بدزدم _هی…..هیچی سرش رو پایین آورد و روی صورتم خم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۲۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید پوووف کلافه ای کشیدم و جدی گفتم : _از کی تا حالا تو برای من تصمیم میگیری ؟؟ بهم نزدیک شد و سینه به سینه ام ایستاد _از روزی که شدی زنم !! چپ چپ نگاهش کردم _منظورت زن سوریه دیگه ؟! و بدون اینکه منتظر پاسخی از …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۲۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید هنوز کامل بلند نشده بودم که یکدفعه با حس خفگی که بهم دست داد چشمام گشاد شد و با صدای خفه ای غریدم : _داری چه غلطی میکنی اصغر ؟؟؟ دو طرف شالمو که روی شونه هام انداخته بودم از پشت گرفته بود و محکم به طرف خودش …

توضیحات بیشتر »