خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۷۲

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید به صورت ترسیدم خندید. ینی اینقدر ضایع بودم؟! دستشو دور کمرم حلقه میکنه و با هم به سمت ماشینش میریم. – خب خانم خانما از کجا شروع کنم؟ خودمو به کوچه ی علی چپ زدم. – چیو شروع کنی؟ – اَی آدم زرنگ… خوردن جناب عالی رو خوشگله‌. …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۱۳

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید برای اینکه تیر آخر رو بزنم بدون اینکه نگاه خیره ام از روش بردارم جدی ادامه دادم : _اگه میخواید من این بچه رو گردن بگیرم میریم الان آزمایش میدیم اوکی ؟! بابا که اول بهش برخورده و عصبی شده بود دستی به ته ریشش کشید و پیشش …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۹۱

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید جورج بود که با اخم های درهم بهم چسبید و بلند توی صورتم داد زد : _ چه مرگته ها ؟؟ این رفتارا یعنی چی ؟؟ با شنیدن صدای داداش بی اختیار تو خودم جمع شدم و به خاطر بغضی که از صبح داشت خفم میکرد یکدفعه …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۷۱

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید به حرفش توجهی نکردم و روم رو برگردوندم. ولی میدونم حرفش رو عملی می‌کنه! یکم ترسیدم ولی به روی مبارکم نیاوردم. ماشین رو به حرکت در آورد تو کل راه به اون زن فکر کردم… اگه خوشگلتر از من باشه چی… وای سهاا اون زن مسنه حتما، سینان …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۱۲

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _کجا ؟؟ بهش بگم که شوهرش قراره…. آراد عصبی توی حرفش پرید و بلند گفت : _خفه شووووو !! _چرا ؟؟ حقشه بدونه یکدفعه آراد انگار دیوونه شده باشه مُچ دستش رو گرفت و با یه حرکت به طرف خوش کشیدش و کنار گوشش با لحن خشنی آروم …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۹۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید با این حرفم درحالیکه دستش به یقه کتش بود ایستاد و گیج نگاهش رو بین چشمام چرخوند توی نگاهش نگرانی و هزاران سوال موج میزد ولی من به قدری حالم گرفته بود که حتی نای صحبت کردن و گفتن درد و دلم رو بهش نداشتم پس بی …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۷۰

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید خنده ریزی کرد و سوییچ رو دستم داد: _باشه برو کوآلا. چشم غره رفتم و ایش نثارش کردم. از کلاس بیرون رفتم و یک راست وارد حیاط شدم. پشت ماشین شدم و به حرکت در آوردمش. به خونه که رسیدم نگهش داشتم و از ماشین پیاده شدم. وارد …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۱۱

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید دستمو کشید و روی صندلی پشت میز نشوندم و درحالیکه خودش رو به روم مینشست عصبی خطاب به خدمتکار گفت : _زودی صبحونه رو بچین !! خدمتکار دودل نگاهش رو بینمون چرخوند _ولی آقا ن….. آراد با خشمی که تا حالا ازش ندیده بودم محکم روی میز کوبید …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۸۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید همه با شوک و ناباوری جورج رو نگاه میکردن ولی من تموم مدت از نیم رخ خیره صورتش شده و بی اختیار به حرفای اون دختره فکر میکردم حرفاش ملکه ذهنم شده بود که اگه بعد یه مدت ولم کنه چیکار کنم ، منی که تا این …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۶۹

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید بعد برداشتن کاپشن پشمی گرم که به رنگ سفید بود از خونه بیرون زدیم. داخل ماشین نشستم و به سینان نگاه کردم: _بریم. ماشین رو روشن کرد و راه افتاد، ذوق زده بودم خدایا. _سها خدایی شهر بازی؟ قیافه گربه شرک به خودم‌گرفتم و به چشماش نگاه کردم: …

توضیحات بیشتر »