خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

آخرین مطالب

رمان هتل شیراز پارت ۱

جهت مشاهده پارت اول تا آخر رمان هتل شیراز به ترتیب از اینجا کلیک کنید سیگارم رو گذاشتم گوشه‌ی لبم. یه دستم به فرمون ماشین بود و با دست آزادم فندک زرکوبم رو روشن کردم و سیگارمو آتیش زدم. شیشه‌های ماشین رو بالا دادم و صدای سیستم رو تا آخر بردم. سرعتم هرلحظه بیشتر می‌شد. پک محکمی به سیگارم زدم …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۱۱

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید بهت زده نالید : _ چرا اینطوری می کنی؟ بی توجه به او به سمت یخچال رفتم : _ چیه؟ فکر کردی وقتی من اومدم تو این قوطی کبریت هر روز زنگ می زدن حالم رو بپرسن؟ صدای گرفته اش از اتاق آمد : _ مامان گلی و …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۶۶

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید با حرص نگاهم کرد و گفت: _دوست دختر جدیدت. چشمکی زدم و گفتم: _شاید… با حرص از اتاق بیرون زد، زدم زیر خنده، دختره‌ی خل و چل! حسود، بعد میگه من هیچ حسی بهت ندارم آره ارواح خودت. حتی بلد نیستی انکار کنی خنگول تلفنم رو برداشتم و …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۰۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _هااااا ؟! کجان ؟؟ بیخیال شونه ای بالا انداخت و گفت : _صندوق عقب ماشین چون قرار نیست دیگه اینجا بمونیم با یادآوری قول و قراری که باهم داشتیم خسته همونجا روی زمین نشستم _ولی من دیگه نای راه رفتن ندارم پاهامو دیگه حس نمیکردم ، حتی نمیتونستم …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۸۵

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید قدمی داخل اتاق گذاشتم و خشمگین غریدم : _اومدم اینجا تا بهت نشون بدم وقتی پاتو از گلیمت درازتر میکنی یعنی چی ؟؟ و حدت رو بهت نشون بدم عصبی از پشت میزش بلند شد _هه تو ؟؟ از کی تا حالا برای من دُم درآوردی و …

توضیحات بیشتر »

پارت اول تا اخر رمان دلربا

رمان دلربا قسمتی از رمان دلربا کفشای پاشنه پنج سانتیمو از پام در آوردم و گوشه ای از باغ پرت کردم. با استرس برگشتم و نیم نگاهی به پشت سرم انداختم. به علت بزرگی درختای باغ،چیزی مشخص نبود اما صداهاشون خبر از این میداد که نزدیک هستن…! نفس عمیقی کشیدم و دامن بلند لباسمو از زیر پام جمع کردم. و …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۱۰

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید سینی را پایین آورد و محکم فشرد : _ آها لبخند زدم و او به سمت پله ها رفت ثانیه آخر گیج برگشت و اینبار در آسانسور را باز کرد ظرف آش را محکم گرفتم و با پا در را بستم _ کی بود؟ با شنیدن صدایش از …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۶۵

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید نزدیک‌تر از حد ممکن شد و لب‌هاش رو روی لب‌هام گذاشت! شوکه شده بودم، مغزم هنگ کرده بود! هلش دادم و دستم رو روی صورتش فرود آوردم. دادزدم: _تو به چه حقی من رو میبوسی؟ کی جرعت همجین کاری بهت داده هان؟ صدای زنعمو رو شنیدم: _چیشده؟ محل …

توضیحات بیشتر »

پارت آخر رمان دلربا

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دلربا وارد شوید نالیدم: _تو رو خدا ولش کن…خواهش می کنم! پوزخند زد. _اون همه غرورت یهو کجا رفت؟ درمونده لب گزیدم که ادامه داد: _یعنی این عوضی انقدر برات ارزش داره که حاضری از غرورت بگذری و به من التماس کنی؟ جوابی ندادم که محکم چونم رو بین انگشتاش گرفت. داد زد: …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۰۶

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید بابا بود که رو به روم ایستاده و با اخمای درهم خیره صورتم شده بود و پلکم نمیزد با نگاهش داشت تهدیدم میکرد که بله رو نگم و همه چی رو بهم بریزم مهسا کم بود حالا اینم اضافه شده پس حتما فرستادن مهسا هم کار خودش بوده …

توضیحات بیشتر »