خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

آخرین مطالب

رمان دلربا پارت ۲۰

رمان دلربا جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دلربا وارد شوید سورن با حرص گفت: _مرسی اما لازم نیست…! دانیال که فکر کنم حسابی داشت از این موقعیت سورن لذت میبرد،با چشم اشاره کرد که برم لباسو بیارم و توجهی به حرفای سورن نکنم. با لبخند نامحسوسی از سره میز بلند شدم و به سمت طبقه بالا رفتم. وارد …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۱۸

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۱۸ جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید یه زمانی من دختر سر زنده فامیل بودم… کسی که هر وقت اسمش توی جمعی می اومد همه اونو به بی خیالی و پر انرژی بودنش میشناختن اما با دوتا ضربه سختی که به پایه های زندگیم خورد همه چی تغییر …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۴۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید دودل نیم نگاهی بهش انداخت که تکونی به دستم دادم و جدی لب زدم : _بگیرش دیگه !! _ولی …. پوووف کلافه ای کشیدم _ولی و اما نداره مگه نمیخوای از وضعیت عزیز خبر داشته باشی سری تکون داد که خوبه ای زیر لب زمزمه کردم و ادامه …

توضیحات بیشتر »

رمان تبار زرین پارت ۳۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تبار زرین وارد شوید «وظیفه من این هستش که همه چیز رو ببینم و بدونم. وظیفه من این هستش که از سوه‌توناک محافظت کنم، از دکسم و بعلاوه از کورواکم. و بنابراین بعد از این‌که ملکه‌م تصاحب شدن، وظیفه من بود که مراقبشون باشم و تعقیبشون کنم. یک غریبه بود و من باید …

توضیحات بیشتر »

رمان دلربا پارت ۱۹

رمان دلربا جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دلربا وارد شوید نفس عمیقی کشیدم و از اتاقم خارج شدم و به سمت طبقه پایین رفتم. وارد سالن پایین که شدم،دیدم هر پنج نفرشون روی مبل های سلطنتی نشستن و در حال بگو مگو هستن و اصلا حواسشون به من نیست. زیر لب آروم سلام کردم که نگاه هر پنج …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه جاسوس پارت ۵۶

جهت مشاهده پارت اول تا اخر رمان معشوقه جاسوس وارد شوید #راوی از ماشین پیاده شد و با دست‌های یخ کردش دو طرف پالتوش‌و بیشتر روی هم آورد. هردو نگهبانی که داخل اتاقک بودند بیرون اومدند. – بفرمائید. ماریا سعی کرد صداش نلرزه. – به جاوید بگید ماریا اومده. هردوشون نگاهی به هم انداختند. یکیشون نگاه مشکوکی به ماریا انداخت و …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۵۴

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید هنوز مات ومبهوت مونده بودم که با صدای سارا به سمتش چرخیدم با خنده ابرویی بالا انداخت وگفت -دیدی ارمان هم دلش نمیخواد ازم جدا بشه !! نزدیک ارمان شدم و تو چشماش خیره شدم ،گفتم -ارمان تو میفهمی چی داری میگی ؟! چرا طلاق نگیرین …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۴۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید حس میکردم قلبم داره توی دهنم میزنه و سرم سنگین شده پس بی حس و حال سری در تایید حرفش تکون دادم و بی رمق روی تک مبل توی سالن نشستم آراد خواست به سمتم بیاد ولی نمیدونم چی شد که یکدفعه نگاهش خیره پنجره پشت سرم شد …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۲۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _نگرانتم !! این حرفش یعنی اینکه حواسش قشنگ به همه چی هست و نمیتونم چیزی رو ازش پنهون کنم ، میدونستم چیزی جلوی بابا مامان نمیگه پس لبخند مصنوعی روی لبهام نشوندم و به سمتش برگشتم _نباش داداش هیچیم نیست !! نگاه نگرانش رو بین چشمام چرخوند …

توضیحات بیشتر »

رمان تبار زرین پارت ۳۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تبار زرین وارد شوید همین‌طور مردم کورواهن و مسافرینی که از کورواهن می‌گذشتند و خبرهای استراحت اجباری من را می‌شنیدند به امید این‌که من به سلامت وارث تبار زرین را به دنیا بیاورم، جلوی در گل می‌گذاشتند. این هم خوب بود. دکسشی تا زمان بازگشتش به کورواهن کوچ کرده بود تا برای زمستان …

توضیحات بیشتر »