خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان جگوار

دانلود پارت اول تا اخر رمان جگوار , دانلود کامل رمان جگوار,قسمت اول تا اخر رمان جگوار

رمان جگوار پارت ۲۸

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید مات به سمت مرد برگشتم کیف از دستم افتاد و خیره ی صورت کسی ماندم که آخرین بار چنددقیقه قبل از مرگ خواهرم روی پشت بام دیده بودمش برای ثانیه ای در پوست صورت و ستون فقراتم سرمای شدید احساس کردم انگار سطلی آب سرد روی سرم خالی …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۲۷

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید دقیقه ای بعد موبایل خودش را دستم داد کنار چاوش که مشغول عکس گرفتن با ساره بودند نشستم امیروالا نزدیک تر آمد و اعداد پنج رقمی را پشت هم خواند عدد به‌دست آمده را که برایش خواندم کلافه پوف کشید و روی مبل نشست چاوش و ساره برای …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۲۶

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید _ این روزام می گذره مادر … بچه هات دنیا میان تو هم راحت میشی نگران نشستم و آه کشیدم : _ نیومد مامان گلی … دارم از استرس میمیرم … بهم گفت داره راه میوفته ولی هنوز نرسیده … من اینارو سالم دنیا نمیارم از دست امیروالا …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۲۵

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید سیما نازنین غرق خواب را روی تخت گذاشت ، به لب های آویزانم خیره شد و خندید : _ باز چطوری اون بدبخت رو زجرکش کردی؟ چپ چپ نگاهش کردم و به سمت چمدانی که امیروالا از خانه آورده بود رفتم : _ از صبح تلفناشو جواب ندادم …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۲۴

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید یک دستم میان دست امیروالا و دست دیگرم در دست سیما بود به سمت عمارت که رفتیم سعی کردم جوی باریک خون را نادیده بگیرم لحظه آخر صدای حاج بابا به گوشمان رسید : _ تو بمون پسر زیرچشمی به صورت درهم امیروالا خیره شدم برخلاف انتظارم بدون …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۲۳

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید حاج بابا خندید و مرا عروسش معرفی کرد او تنها کسی بود که از اولین روزی که در این خانه پا گذاشتم مرا عروس امیروالا دیده بود و این دیدگاه هیچ وقت تغییر نکرد حتی زمانی امیروالا برای پنج سال ناپدید شد او مرا دوست داشت چون امیروالا …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۲۲

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید روبه رویم نشسته بود و ناخن هایش را می جوید با اخم دستش را از دهانش بیرون کشیدم : _ بسه نکن با استرس موهایش را دور دستش پیچید : _ اگر قبول نشم تا سال دیگه رفتیم؟ دوباره سعی کردم وارد سایت شوم اما سرعت پایین آمده …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۲۱

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید آرام جوابم را داد با صدایی لرزان و پر از نیاز : _ نمی خوام بایستم ! میان صدای نفس های بلندمان خندیدم : _ میخوای چی کار کنی؟ کلافه نگاهش را دزدید خجالت زده و کمی عصبی بود : _ اذیتم می کنی گونه اش را نوازش …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۲۰

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید موبایلم را از بین وسیله ها چنگ زدم خاموش شده بود تا روشن شدنش به صفحه ی سیاه خیره شدم بالاخره چندثانیه بعد رمز را وارد کردم سه تماس بی پاسخ از شماره ای ناشناس بی توجه وارد لیست مخاطبینم شدم میان اسم ها چشم چرخاندم و سعی …

توضیحات بیشتر »

رمان جگوار پارت ۱۹

جهت مشاهده پارتهای منتشر شده رمان جگوار به ترتیب از اینجا وارد شوید _ اون چیه؟! آب دهانم را فرو دادم : _ هیچی سعی کردم با ملحفه خودم را بپوشانم اما اجازه نداد دستش را روی شانه ام گذاشت و با خشونت بلندم کرد احساس می کرد قلبم از حرکت ایستاده صدای فریاد بلندش ترسم را بیشتر کرد : _ …

توضیحات بیشتر »