خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

آخرین مطالب

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت۵۸

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید _داداشی اگه بلند نشی، ناراحت میشما…آبجی سها قهر میکنه میره تنهات میزاره. سریع چشماش و باز کرد و نگاهش و بهم دوخت. وای خدایا…میدونستم خیلی بی رحمانه بود!!!با دیدن اون نگاه پر از ترس و لرزونش، خیلی از کار خودم ناراحت و پشیمون شدم! _بیدار شدی؟ سری تکون …

توضیحات بیشتر »

رمان دلربا پارت ۶۴

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دلربا وارد شوید قلبم بی قرار شروع کرد به تپیدن و فقط یک سوال از ذهنم گذشت: ” اون اینجا چیکار می کنه؟ ” بی اختیار از روی صندلی بلند شدم. آرام جلوتر اومد و یک راست رفت سر اصل مطلب و گفت: _می خوام باهات حرف بزنم. به سختی محتوای دهنم رو …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۹۴

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _کیه آریاس ؟؟ _نه یکی از دوستام بود با رنگی پریده دستی به صورتش کشید و گفت : _به من دروغ نگو !! پووووف کلافه ای کشیدم باز میخواست هر طوری شده از زیر زبونم حرف بیرون بکشه بی اهمیت به حرفاش به طرفش رفتم و با یه …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۷۲

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید   ” جورج “ همونطوری که در حال تعویض لباسام بودم نمیتونستم برای لحظه ای هم نگاه از صورت معصوم و ناراحت آیناز که حتی توی خوابم اخم داشت بگیرم بالاخره بعد از اون همه مسخره بازی که درآورد خوابش برد و بیهوش شد ، میدونستم توی …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۹۳

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _اگه میخوای کم کم همه چیزت رو از دست ندی روی حرفام بیشتر فکر میکنی آقا پسر !! لعنتی عکسی از فرم دانشگاه برام فرستاده که رسما برای مدتی از کار بیکارم کرده بود عصبی گوشی رو قفل کردم و تقریبا روی میز پرتش …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۷۱

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید قدمی به سمتی برداشتم و با بغض از گندی که زدم آروم نالیدم : _نه نه اینطوری که فکر میکنی نی….. دستش رو به نشونه سکوت جلوی لبهاش گرفت و گفت : _هیس…..بعدا حرف میزنیم اوکی ؟؟ به اجبار سری به نشونه تایید تکون دادم و با …

توضیحات بیشتر »

رمان دلربا پارت۶۳

رمان دلربا جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دلربا وارد شوید _معلومه که وقت دارم! خیلی دوست دارم تابلو هات رو ببینم…اخه من عاشق هنر و نقاشی ام. خندید و ماشین و روشن کرد. * * * * * * * ” چه شد در من نمی دانم! فقط دیدم پریشانم…فقط یک لحظه فهمیدم، که خیلی دوستت دارم ” …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت۵۷

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید _داداش نرو من سردمه… کنارش نشستم و دستم و دورش انداختم… _چرا اینطوری میکنی با خودت رها؟ببین مادر حالش چقدر بده…تو مثلا باید اونو تسکین بدی بعد با این کارات حاله اون و بدتر میکنی!!! آب بینیش رو بالا کشید. _هنوز باورم نمیشه بابا تنهامون گذاشته کاش حداقل …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت۵۶

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید   _دهنتو میبیندی و خفه میشی یا یه چیزی بزارم توش که خفه شی! نگاهمو با نفرت بهش دوختم که دستی روی برجستگیش کشید و به حالت کثیفی گفت: _بهت رحم نمیکنما میدونی که چقدر کلفته قبلا حسش کردی دیگه یادت که نرفته! داد زدم _یادم رفته من …

توضیحات بیشتر »

رمان دلربا پارت۶۲

رمان دلربا جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دلربا وارد شوید به چشمای گیرا و نافذش خیره شدم. چه قدر اون چشم ها، شبیه چشم های سورن بود. فقط یه تفاوت بزرگ داشتن! نه درمورد رنگ شون هاااا…نه. اون چشما به شدت معصوم و مهربون به نظر می رسیدن. من تا قبل از اینکه اشکان رو خوب بشناسم، فکر …

توضیحات بیشتر »