خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

آخرین مطالب

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید موقع غذا خوردن چند بار دیگه هم زنگ زد ولی برای اینکه مزاحمم نباشه گوشی رو سایلنت کردم و ته کیفم پرتش کردم وقتی که اونا به فکر من نبودن من چرا باشم ؟؟ جورج باهام خیلی خوب و مهربون بود طوری که تموم مدت سعی میکرد …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۸۹

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید حس میکردم سرم سنگین شده ولی باید به هر جون کندنی که بود قبل از اینکه بهم تجاوز میکرد و بکار..تم رو میگرفت خودم رو نجات میدادم ، وحشت زده از اینکه جایی رو نمیدیدم تکونی به خودم دادم و با گریه جیغ زدم …

توضیحات بیشتر »

رمان دلربا پارت۵۹

رمان دلربا جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دلربا وارد شوید کناره معشوقش! کناره کسی که روزی متعلق به سورن بود. شقیقه هاش لحظه ای پر نبض شد! حتی یادآوری اسم سورن هم، حالش و دگرگون می کرد. چه برسه به اینکه دوباره بخواد دلربا رو کناره اون لاشی تصور کنه! نفس عمیقی کشید و توی جاش نشست و …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت۵۳

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید باز هم رفت و شد های زیادی شد تا من رو به هر راهی شده به حرف بیارن ولی من خودم قصد نداشتم و در اخر کسی که این حرف رو زد دکتر روانشناسی بود. سهیل هم این بین با هر تهدید که شده من رو میخواست به …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۸۸

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید یقه ام رو با یه حرکت از وسط جر داد و آنچنان سیلی محکمی به سی…نه ام کوبید که داد بلندی از درد کشیدم _میخوای درد نکشی پس صدات رو ببر !! _من کاری نکردم ولم کن روانی فکم رو توی دستش فشرد و …

توضیحات بیشتر »

رمان دلربا پارت ۵۸

رمان دلربا جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دلربا وارد شوید روش نشست و برای اینکه سره حرف رو باز کنه و مثلا یکم با من آشنا بشه، پرسید: _خب پرواز چه طور بود؟ اذیت که نشدید! فقط خیره خیره نگاهش کردم. اولش می خواستم بگم، بدک نبود اما بعد یادم افتاد که قراره نقش یه دختر لال رو …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۶

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید خندید و گفت : _گفتم که دلم برات تنگ شده؟؟ نکنه دلتنگیم اینقدر برات عجیبه ؟! از تعجب صراحت حرفش به قدری شوک زده شده بودم که بی حرف فقط گوشی رو توی دستم گرفته بودم و به حرفاش گوش میدادم وقتی دید هیچی نمیگم و سکوت …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت۵۲

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید مامان دستی روی سرم کشید و گفت: جایی که همه چی به ارامش خودش رسیده…جایی که همه روزی بهش میرسن. نمیتونستم با خودم حلاجی کنم فقط این کلمه از دهنم بیرون اومد که با شوک گفتم: من مردم یعنی؟! مامان سرش با غمی که همراهش لبخند کوتاهی بود …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۸۷

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید دست به سینه با اخم رو ازش برگردوندم تا زمانی که به خونه برسیم یک ریز حرف زد و بخاطر لباس زیر…ایی که خریده بود سر به سرم گذاشت و منم همینطوری الکی حرص میخوردم و یه جورایی آخراش دوست داشتم سر از تنش …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت۵۱

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید ترس یهو برم داشت از این همه ناحقی که قانون حق اون میدونست. _کدوم زن هاااا… زنی که نزدیک به یه ماه نمیدونی کجا بوده… ؟! حرصی خندید و گفت: اونو که فقط به خاطر سرکشی خودته… وگرنه من همه جوره واسه تو شوهر محسوب میشم. نزدیکتر اومد …

توضیحات بیشتر »